نغمه های فریبا
باش

همین که هستی


همین که لابلای کلماتم


نَفَس میکشی


راه میروی


در آغوشم میگیری


همین که پناه ِ واژه هایم شده ای


همین که سایه ات هست


همین که کلماتم از بی "تو"یی


یتیم نشده اند


کافی‌ست برای یک عمر آرامش ؛

باش


حتی همین قدر دور


حتی همین قدر دست نیافتنی

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٠/٤/٢٠ - میشا ایرانی
میخواهم از تو برای تو بگویم

ای عاشقان ای عاشقان دل را چراغانی کنید

 ای می فروشان شهر را انگور مهمانی کنید

 معشوق من بگشوده در روی گدای خانه اش

 تا سر کشم من جرعه ای از ساغر و پیمانه اش

 بزم است و رقص از تو طرب مطرب نوایی ساز کن

 در مقدم او بهترین تصنیف را آواز کن

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٠/٢/٦ - میشا ایرانی
میخواهم از تو برای تو بگویم

هر کجا بروی مرا خواهی دید

یک شب تمام شهر را دیوانه وار

با خیالت قدم زده ام

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٩/۱۱/۱۳ - میشا ایرانی
غم بی تو

 من و تو دور از هم می پوسیم

غمم از وحشت پوسیدن نیست

غمم از زیستن بی تو

در این لحظه پر دلهره است

دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست

تا ز سر این بام

این صحرا

این دریا

پر خواهم زد

خواهم مرد

و

غم تو این غم شیرین را

با خود خواهم برد

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٩/٧/۱٦ - میشا ایرانی
وقتی تو نیستی

وقتی تو نیستی  


تمام آئینه ها را باید زد و شکست


وقتی با هر نگاه


میان چهره ی غمگینم

تورا میبینم

تمام آئینه ها را باید زد و شکست

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٩/٦/٢٦ - میشا ایرانی
انتخاب

جسارت میکنم و

انتخاب میکنم

هر دوسوی این قمار آسودگی نیست

یا ساختن است به اجبار

یا سوختن است در عشق و  اشتیاق

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٩/٦/٢٠ - میشا ایرانی
این صدای قلب من است

گوش کن

صدای قلب من است

این هیاهوی تورا خواستن است

این جاری شدن عشق

میان رگهای سرد من است

این تراوش لحظه های خواهش و نیایش

این ضربان زندگی در جان من است

این بارش نور میان فصلی از تاریکیست

تلالو ی نیکی در بستر پلیدیست

این رازهای سرگشاده ی هستیست

این جوشش بی امان دل

در تقلای سرسپردگیست

این ایمان من، دین من، دنیای من

این شروعی تازه در افق جاودانگیست

گوش کن

این صدای قلب من است ....

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٩/٦/۸ - میشا ایرانی
چکنم ؟؟؟

سرگذشت تمام واژه هایی که

به اسم تو زنجیر شدند

بلاتکیف مانده است

گوشه ی خط خط های کاغذم

تقدیر این همه ترانه

اینهمه شعر 

 سلاخی بی رحمانه اشان اگر باشد ،

چه کنم؟

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٩/٦/۸ - میشا ایرانی
آخرین نجوای دل

میخواهم از تو برای تو بنویسم این عاشقانه ترین کلام ها

اما دریغ و افسوس که قلمم هم آواز دلم نمی شود تا با

رقص کلمات واژه ها را به هم بپیوندد ...

وبگذارد جمله ها هم آغوش کاغذ شوند ...

تا حرف دلم بر روی کاغذ حک شود

میدانم این هم از عشق قلم است به کاغذ زیرا میداند .....

کاغذ از سوز عاشقانه هایم و از آتش عشقم خواهد سوخت

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٩/٤/٧ - میشا ایرانی
تولد

امروز  تولدم  است

 بابا مامان دوستتون دارم

خاطراتم زمان وقوع شان را فراموش کرده اند

مثلا حوض حیاط خانه ی ما متروک است

اما کسی هر روز در آن شنا می کند

با این همه ما که باغی نداشتیم

چگونه تو هر روز در خاطرم میوه می دهی

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٩/۳/۱٢ - میشا ایرانی
-------------